یه سر رفتم آپارتمان.وقتی میرم و این همه وسایل رو میبینم که یه گوشه اتاق جمع شده و این که کی اینا مرتب میشه تمرکزم رو به هم میزنه.خوب شد جای دراور درست شد.البته یه کم از رنگ دیوار کنده شد که یه فکری به حالش میکنم.مهم اینه که از بابت کمبود فضا یه کم مشکل حل شد.بعضی وقت ها به این که به چند تا چیز در آن واحد فکر کنم اذیتم میکنه و دوست دارم که یکیش که حل شده یا راه حلی پیدا شد دیگه در موردش فکر نکنم.شاید برای صونا که یه خانم هست و دوست داره که در مورد هر چیز با جزییات تمام و بیشتری صحبت بشه سخت باشه اینجور طرز فکر ولی خوب با صحبت در مورد هر چیزی و در میان گذاشتن احساسات اصولا میشه هر سو تفاهمی رو بر طرف کرد.
حداقل نیمه اول امسال رو به خاطر این که کمی تو خرج و مخارج جلو بیفتم کمی مجبورم بیشتر اضافه کاری کار کنم.اضافه کاری های متوالی کمی و کمی بیشتر از کمی خسته کننده است ولی به هر حال فعلا چاره ای نیست.صونا هم مشغول امتحان های پایان ترمه و اینطوری برای اون هم بهتره که وقت زیادی برای درساش میذاره.
سر کار به خاطر این که این مسئولمون بابت قضیه تعاونی مسکن لج افتاده فعلا میگه صلاح نمیبینم تو برای ازمون بری تهران.البته اگه کارت ورود به جلسه رو بگیرم میتونم خودم هم برم تهران.به هر حال فعلا منتظرم ببینم چی پیش میاد.
امسال اولین سالی هست که بنده هم باید روز زن رو جشن بگیرم و هم روز مادر رو.خیلی سخته .انتخاب یک چیز شخصی.
قیمت طلا هر اونس ۸۷۷ دلار.این هم من باب اطلاع رسانی!


